می گویند سال نو مبارک ! اما آیا سال گذشته نامبارک است؟!

داشتم پست اخرم را در سال جاری که حالا دو روز از اآن مانده انتخاب می کردم که از کشوی میز کارم دیوان حافظ با یادداشتهای سال 1374-1375 به چشمم خورد ، از روی تصادف غزلی باز کردم این غزل آمد، در حاشیه اش نوشتم :

مفاخره، ظاهراً ساختار معنایی غزل به نوعی گله و شکایت اشاره دارد ، شاید از کسانی که در نزد مخاطب غزل ( ممدوح) سعایت شاعر را می کردند. به نظر می رسد از افاضات شفاهی استاد دکتر شمیسا در کلاس دوره کارشناسی باشد.

خوش است خلوت، اگر یارْ ،یارِ من باشد      نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد!

من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم         که گاه‌گاه بر او دست اَهرِمن باشد

روا مدار خدایا! که در حریم وصال               رقیب مَحرم و حِرمان نصیب من باشد

همای گو: «مفکن سایهٔ شرف هرگز          در آن دیار که طوطی کم از زَغَن باشد»

بیان شوق چه حاجت؟ که سوز آتش دل     توان شناخت ز سوزی که در سُخن باشد

هوای کوی تو از سر نمی‌رود؛ آری               غریب را دلِ سرگشته با وطن باشد

به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ        چو غنچه پیش تواَش مُهر بر دهن باشد

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
نوردوست

سلام.هرچند با تاخیر سال نو بر شما و خانواده مبارکباد.